تبليغاتX
گروه تاتر گیومرث
گروه نمایش گیومرث
 

بیا تا جهان را به بد نسپریم                               به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدار                               همان به که نیکی بود یادگار

همان گنج و دینار و کاخ بلند                              نخواهد بدن مر ترا سودمند

سخن ماند از تو همی یادگار                              سخن را چنین خار مایه مدار

فریدون فرخ فرشته نبود                                    زمشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی                          تو داد و دهش کن فریدون تویی

                                             فردوسی بزرگ 

 خداوند بزرگ را سپاسگذاریم که همیشه هم راه ما بود و ما را در این راه سخت تنها نگذاشت و سبب شد تا بار دیگر پیام فردوسی این ابرمرد ایرانی را به گوش مردم ایران برسانیم و با مردم ایران با هم یکبار دیگر شاهنامه این شاهکار همیشه جاوید که شناسنامه هر ایرانی نیز میباشد را مرور کنیم و باسپاسی دوباره از مردم بزرگواری که با تشویقهای پی در پی وبا مهر بسیارشان ما را هر چه بیشتر به ماندن در این راه ترغیب کردند وسبب شدند تا با دلگرمی بسیار کاری نوین را برای آنها آماده کنیم،  فرزندان فردوسی بزرگ دیداره دوباره ما نزدیک است...

                                                                                                                             گیومرث

چو ایران نباشد تن من مباد(بر گرفته از شاهنامه٫ شاهکار همیشه جاوید فردوسی بزرگ)

مدت تمرین اجرای دوم:۱ ماه

نخستین اجرا:۱۹ مهرماه ۱۳۸۷ (دبیرستان فیروزبهرام)

دومین اجرا:۲۹ بهمن  ۱۳۸۷ (سالن ورشو)

مدت نمایش:۵۵ دقیقه

نامهای نمایش:سالهای بی سخن٬ حماسه اندوه٬ چو ایران نباشد تن من مباد

نام انتخابی:چو ایران نباشد تن من مباد

شخصیتهای نمایش

راوی٬ فریدون٬ کاوه٬ فرانک٬ ضحاک٬ شهرناز٬ ارنواز٬ دختر تماشاگر٬ موبد٬ سربازان٬ جوان شکنجه شده٬ فرشتگان

بازیگران

داود خزایی(فریدون)٬ ابراهیم نوریان(کاوه آهنگر)٬ ارتمن(راوی)٬  شهرزاد مفرد(فرانک)٬  کوروش آریاداد(جوادی)(ضحاک) ، نیلوفروارث(دختر تماشاچی)، سمیه جراغی(ارنواز)٬ سارا علیپور(شهرناز)٬ مونا رجبی(افریته)٬محمد کی ارسلان(موبد)٬٬ شبنم لویی مقدم(فرشته)٬  صبا بیانی(فرشته)٬ سمانه مطلبی(فرشته)٬ مارال ستارزاده(فرشته)٬ امیر حسین طاهریان(سرباز)٬ محمد رضا اسلامیان(سرباز) ٬ مسعودعابدی(جوان شکنجه شده)

عوامل

سرپرست٬  طراح ،نویسنده و کارگردان:کوروش آریا داد (جوادی)

گریم:شبنم لویی مقدم

عکس:صبا بیانی

فیلمبردار:عیسی نوریان

سازهای کوبه ای و دف: ابراهیم نوریان

انتخاب موسیقی :کوروش آریاداد(جوادی)

موسیقی:گروه morbid angel

قطعات پخش شده:hate world,victorious of march, place of many deat

با سپاس ویژه از:

فردوسی بزرگ٬ شادروان سعیدی سیرجانی٬ پایگاه پژوهشی هخامنشیان ،بنیاد فرهنگی هنری جمشید٬  وهومن صیقلی ،بانو فرهادی٬انتشارات مهر کورش، بانو فروغ منصوری ،مسئولین سالن ورشو، آرشیو لباس تالار وحدت٬ نیلوفر وارث٬ آزاده ابراهیمی٬ عیسی نوریان، رکسانا نجف،گروه ارسامسbob gregor٬ ,گروه morbid angelو تمام هواداران گیومرث و کسانی که ما را در این راه یاری دادند.

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 17:29  توسط کوروش  | 

http://irannameh3746.blogfa.com/ 

http://amordad6485.blogfa.com/post-1529.aspx

http://forum.parsigold.com/showthread.php?p=56551

http://mehr-khorshid.mihanblog.com/post/92

http://www.hakhamaneshian.ir/sepandarmazgan-hakhamaneshian.htm

http://www.hakhamaneshian.net/ftopicp-398.html#398

و اینچنین است گروه نمایش  گیومرث و درخشش آن...

با سپاس از همه تارنگارهایی که خبر اجرای گروه نمایش گیومرث را  در این جشن پوشش

دادند که در میان انها سایت خبری امرداد و پایگاه هخامنشیان از مهمترین آنهاست.

و سپاس از مردمی که با تشویق های پی در پی شان به ما دلگرمی دادند و خستگی را

از تنمان بیرون راندند.

به امید دیدار دوباره شما...

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 17:37  توسط کوروش  | 

همایشی پیرامون جشنهای ایران باستان(جشن سپندارمذگان) توسط پایگاه هخامنشیان با حضور 500 تن از مردم علا قه منددر روز سه شنبه همزمان باجشن سپندارمذگان در سالن ورشو برگزار شد در این مراسم که ساعت 4.30 با بخش سرود ای ایران آغاز شد ابتدا مجری مراسم بانو شهرزاد مفرد پس از سپاسگذاری از حضور باشندگان و شادباش این روز از بانو فیروزه ماوندادی درخواست کرد که درباره بن مایه های و ریشه های جشنهای ایرانی به سخنرانی بپردازند . ایشان نیز با جامه ای که انسان را به یاد جامه بانوان ایرانی در روزگاری دور می انداخت به توضیحی پیرامون فلسفه و ریشه جنشهای ایرانی و جشن سپندار مذگان از زمان زرتشت پرداختند و با چکامه ای زیبا به کار خود پایان دادند.
استاد شکیبا نگار گر چیره دست نیز به عنوان میهمان ویژه در این مراسم حضور داشتند ایشان نیز به سخنرانی پرداخته و از نوین ترین کتابشان که مربوط به نگاره های بانوان بزرگ ایران زمین است و در آینده ای نزدیک که در دسترس همگان قرار میگیرد سخن گفتند و باشندگان با تشویق های پی در پی خویش ایشان را همراهی کردند.
اما گروه موسیقی سنتی نیز به سرپرستی سهراب فتح علی زاده قطعاتی زیبا در مقام های باستانی ایرانی را اجرا کردند که با تشویق باشندگان در این مراسم همراه بود پس از آن
گروه نمایش گیومرث با نمایش چو ایران مباشد تن من مباد که بر گرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ و مربوط به قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک بود به اجرای برنامه پرداختند این نمایش که در سه پرده و در زمان پنجاه دقیقه اجرا شد با تشویق پی در پی باشندگان همراه بود به طوری که گاهی تشویق باشندگان مانع از شنیدن صدای بازیگران در این نمایش میشد و این کار با استقبال بسیار گرم مردم همراه بود در پایان مراسم مجری پس از توضیحی پیرامون پایگاه پژوهشی هخامنشیان از دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان جناب آقای صیقلی درخواست کرد که به روی سن آمده و از میهمانان ویژه تقدیر کند .
جناب آقای صیقلی نیز از استاد شکیبا به دلیل نشان دادن فرهنگ و ریشه های ایرانی در نگاره هایشان و تصویری که از بانوان ایرانی نقش کرده اند تقدیر کرده و تندیسی زیبا همراه با لوح تقدیر به ایشان پیش کش کردند همچنین از بانوی ارجمند نخستین فرهادی نیز به دلیل برگزاری هر ساله ی مراسم و همایش هایی پیرامون فرهنگ و هنر ایران تقدیر شده و تندیس زیبایی نیز به ایشان پیش کش شد همچنین لوح های سپاسی نیز به گروه موسیقی سنتی و گروه نمایش گیومرث اهدا گردید و سرانجام این مراسم پر شکوه و گرم در ساعت هفت پسین در حالی پایان پذیرفت که جمعیتی بیشتر از گنجایش سالن در مراسم حضور داشتند

واینگونه بود خروش گیومرث با نمایش چوایران نباشد تن من مباد

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 14:50  توسط کوروش  | 

 

گروه نمایش گیومرث با نسخه نوین نمایش گردش دوران (چو ایران نباشد تن من مباد) اینبار

 در جشن بزرگ سپندارمذگان که از سوی پایگاه پژوهشی هخامنشیان برگزار می شود به 

اجرای  برنامه خواهد پرداخت.

خبرهای تکمیلی و پوستر نوین نمایش بزودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت .

ورود به این جشن برای همگان آزاد است .

به امید دیدارتان

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 17:55  توسط کوروش  | 

کاوه آهنگر وضحاک

فرانک و فریدون

راوی(ارتمن)

ارنواز(سمیه چراغی)

شهرناز(سمیه حضرتی)

سرباز(امیرحسین طاهریان)

محمدکی ارسلان

دختری ازمیان جمعیت(نیلوفروارث)

سرباز(محمدرضا اسلامیان)

فرشته گان

فرشتگان

فرانک(شهرزاد)

افریته(مونارجبی)وضحاک

کاوه.ضحاک.فریدون.راوی 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 20:50  توسط کوروش  | 

تو این را دروغ و فسانه مدان                   به یکسان روشن زمانه مدان

از او هر چه اندر خورد با خرد                        دگر با ره رمزمعنی برد

فردوسی بزرگ

ضحاک:چه می گویی سخنان درشت بر زبان راندی٬ اگر سخنانت راست است و درست می گویی پس چرا تنهایی؟ چرا تنها تو به من معترضی؟

کاوه آهنگر:مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است٬ اگر دیدی در این سالیان که جنایت می کردی فریادی از مردم بر نخواست دلیلی بر خشنودی آنان از تو نیست که آنان در پی پیشوایی از جان گذشته بودند که درفش مبارزه بر دوش گیرد و آنان به گردش درآیند ٬ بدان روزی فرا خواهد رسید که خشم و فریاد ایرانیان پایه های کاخت را خواهد لرزانید و آنگاه است که همگان شاهد سقوط تو خواهند بود بسیاری قبل از تو شهریار بوده اند همه آنان رفتند بدان این سر نوشت روزی نیز به تو خواهد رسید ...

 

گردش دوران(بر گرفته از شاهنامه٫ شاهکار همیشه جاوید فردوسی بزرگ)

مدت تمرین:۳ ماه

نخستین اجرا:۱۹ مهرماه ۱۳۸۷

مدت نمایش:۴۵ دقیقه

نامهای نمایش:گردش دوران٬ سالهای بی سخن٬ حماسه اندوه٬ چو ایران مباشد تن من مباد

نام انتخابی:گردش دوران

شخصیتهای نمایش

راوی٬ فریدون٬ کاوه٬ فرانک٬ ضحاک٬ شهرناز٬ ارنواز٬ دختر تماشاگر٬ موبد٬ سربازان٬ جوان شکنجه شده٬ فرشتگان٬ جوانان کشته شده در راه ایران زمین

بازیگران

داود خزایی٬ ابراهیم نوریان٬ ارتمن٬ شهرزاد مفرد٬ سمیه جراغی٬ سمیه حضرتی٬ نیلوفر وارث٬ مونا رجبی ٬محمد کی ارسلان٬ کوروش آریاداد(جوادی)٬ شبنم لویی مقدم٬ صبا بیانی٬ سمانه مطلبی٬ رکسانا نجف٬ امیر حسین طاهریان٬ محمد رضا اسلامیان ٬ مسعودعابدینی٬ محسن خشنو٬ محسن دیجنده 

عوامل

سرپرست٬ نویسنده و کارگردان:کوروش آریا داد (جوادی)

گریم:شبنم لویی مقدم

عکس:صبا بیانی

فیلمبردار:عیسی نوریان

سازهای کوبه ای و دف: ابراهیم نوریان

موسیقی:گروه morbid angel

قطعات پخش شده:hate world,victorious of march, place of many deat

با سپاس ویژه از:

فردوسی بزرگ٬ شادروان سعیدی سیرجانی٬ بنیاد فرهنگی هنری جمشید٬ بانو فرهادی٬ کارکنان و مدیریت دبیرستان فیروز بهرام٬ انجمن فرهنگی هنری افراز٬ آرشیو لباس تالار وحدت٬ نیلوفر وارث٬ آزاده ابراهیمی٬ عیسی نوریانbob gregor٬ ,گروه morbid angelو تمام کسانی که ما را در این راه یاری دادند.

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 17:14  توسط کوروش  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:28  توسط کوروش  | 

گروه گیومرث در خرداد ۱۳۸۷ خورشیدی در تهران کار رسمی خود را با هدف به صحنه بردن نمایشهایی با موضوع تاریخ ،فرهنگ و اسطوره های ایران زمین آغاز کرد گروه گیومرث تلاش دارد تا به داستانها و اسطوره های ایران زمین به انگونه بپردازد و ان را روایت کند که تا کنون به ان نگاه نشده باشد تلاش گروه گیومرث روایتیست نو از تاریخ و اساطیر ایران زمین که تمامی کلیشه ها را در هم شکند و با هر نسل و هر فرهنگی پیوند برقرار کند و در این راه خواهان ان است که در نمایش دنیایی منحصر به فرد و مختص به خود بیافریند و در این راه هیج محدودیتی در نوع نمایش ...فرم کار و نوع بیان اثر قایل نخواهد بود. نخستین کار رسمی گروه گیومرث گردش دوران(جو ایران نباشد تن من مباد) بود که برگرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ و درباره قیام کاوه اهنگر بر علیه ضحاک و به پادشاهی رسیدن فریدون بود که پس از ۴ماه تمرین با ۲۰ تن بازیگر در ۱۹ مهرماه اجرا شد... گیومرث هدفی مقدس در سر دارد و خواهان ان است که غبار را از داستانها و اسطوره های ایران زمین پاک کرده و انها را با نمایش زنده کرده و به جهانیان بشناساند و در این راه نظرات و کمک شما دوستان می تواند ما را هر روز بهتر از دیروز کند... ما را تنها نگذارید.......................................چو ایران نباشد تن من مباد                                                       
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:23  توسط کوروش  | 

                                                    

کیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی و گیومَرَ تَن در اوستا نام نخستین نشانه ی پیدایی مردم در جهانشناسی اساطیری مزدیسنان و نخستین شاه در شاهنامه است.

 واژه ی گیومرث در زبان اوستایی از دو بخش گَیَ (جان ، زندگی) و مَر ِ تَنَ (پیرو مرگ، مردنی) ساخته شده است که بر روی  هم به زنده ی میرا برگردانده می شود.

کیومرث در اوستا:

در فرهنگ واژگان اوستا در پی نام کیومرث چنین آمده : نخستین کسی که پدیدار شده و همه ی کسان از او پدیدار شده و گروه آدمی فرزندان او می شوند. معنی درست واژه ی کیومرث پیدایش جان در جهان است. 

این گونه پیداست که در یکی از نسکهای گم شده ی اوستا(ی ساسانی) به نام چهرداد سرگذشت کیومرث همگی آمده بوده است. خوشبختانه گزیده ای از این نسک در نامه ی پهلوی دینکرت آمده که امروزه به دست ما رسیده است. از کیومرث در اوستا با بارزه ی (صفت)  نخست اندیش نام برده می شود چرا که نخستین کس بود که پیام اهورامزدا را دریافت کرد.

کیومرث در متون فارسی میانه:

در نامه های پهلوی آمده است که هُرمزد کیومرث را در گاهنبار ششم(ششمین و آخرین دوره ی آفرینش)آفرید و این آفرینش هفتاد روز به درازا انجامید. بلندای کیومرث شش نای، و درازا و پهنای او به یک اندازه بود.کیومرث سه هزار سال پس از آفرینشش بی جنبش بود و خویشکاری(وظیفه) دینی انجام نمی داد ولی به آن می اندیشید. تا این که اهریمن به همراهی دیوان بر جهان تاخت و کیومرث از آن پس فنا پذیر شد.کیومرث پس از آن تازش تا سی سال بزیست. چون کیومرث بمرد بر جانب چپ افتاد و تخمه(نطفه) او بر زمین ریخت. ایزد نریو سنگ نگهبانی دو سوم از آن و ایزد سپندارمذ نگهداری یک سوم از آن را بر عهده گرفت. از تخمه ی کیومرث نخستین جفت مردمان به شکل دو شاخه ی ریواس روییدند. از این دو جفت به نام های گوناگونی یاد شده است : مشی و  مشیانه، مشیگ و مشیانگ، مرد و مردانه و ........تمام مردم از فرزندان مشی و مشیانه هستند.

شادروان مهرداد بهار چنین نوشته است که این اسطوره، اسطوره ای نو تر است و به پس از کشف فلزات باز می گردد. در اسطوره ای کهن تر( وابسته به مردمان هند و ایرانی) جم و خواهرش نخستین زوج مردمان به شمار آمده اند.

کیومرث در شاهنامه:

کیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته شده است که سی سال بر جهان شهریاری می کرده است.در شاهنامه نیز مانند نامه های پهلوی به کوه نشینی وی اشاره شده است:

که چون نو شد او بر جهان کدخدای 

                                    نخستین به کوه اندرون ساخت جای

افزون بر این او کسی است که  پلنگینه(به معنای همگانی تر،  پوست جانوران)  بر تن می کرده است و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می شود:

سر بخت و تختش بر آمد به کوه           پلنگینه پوشیده خود با گروه

                                          ..................

از او اندر آمد همی پرورش              که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

پس از شاهنامه دیگر چندان نامی از کیومرث در ادبیات فارسی نمی بینیم. وی هرگز به شهرت شهریاران بزرگ پس از خود چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه و دیگر نامه ها کیومرث فرزندی دارد سیامک نام که به دست اهریمن( در زمان شهریاری کیومرث) کشته می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:58  توسط کوروش  | 

                 

 

گیومرث زاده شد اری گیومرث دوباره ازنوزاده شد...

گیومرث زاده شدوباردیگربه میدان آمد اری گیومرث باردیگرچون ققنوس زاده شد و

ازدل اسطوره هابیرون آمد اینباربه خونخواهی فرزندش آمده...

اینبارآمده تا پیکاری سخت با اهریمن داشته باشد...

اینبارآمده تاجاویدان باشد و تا ایران بزرگ هست گیومرث نیزخواهدبود...

درکوه زندگی میکند و جامه اش ازپوست حیوانات است به فرزندش می اندیشد و

به میهن پاک وجاویدش...

گیومرث شاه سوگندخورده است تا روزی که زنده است درپیکار با اهریمن باشد

و خون فرزندان کشته شده اش را بازستاند دربرابراهریمن ایستاده و اماده نبرد

است اماده خونخواهیست و به اهریمن اینگونه میگوید................

مرا تنها مپندارکه اهورامزداپناه وپشتیبان من است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:56  توسط کوروش  | 

به نام خداوند جان و خرد               کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خدواند نام  و خداوند جای               خداوند روزی ده رهنما

خداوند کیوان  و گردون سپهر               فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام  و نشان و گمان برتر است               نگارنده ی بر شده گوهر است

به بینندگان آفریننده را                  نبینی مرنجان دو بیننده را

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:37  توسط کوروش  |