تبليغاتX
گروه نمایش گیومرث
گروه نمایش گیومرث
 

 

گروه نمایش گیومرث نمایش سرانجام را در همایش جشنهای ایرانی (جشن

 مهرگان )که به کوشش انجمن افراز برگزار گردید به اجرا درآورد . این نمایش

 روایتی نو از پیروزی فریدون بر ضحاک و قیام کاوه اهنگر بود که به سبک تئاتر

تجربی و با استفاده از شیوه های پرفورمنس آرت و موسیقیایی در فضایی

سورئال اجرا شد و در آن از سه کتاب بندهش .شاهنامه بزرگ و بوف کور

 استفاده شده بود.

این نمایش که در شش پرده تهیه شده بود به دلیل کمبود وقت در پنج پرده و با

 حذف ده دقیقه از پرده ی آخر به اجرا درآمد که به روایت داستان و نمایش

آسیبی جدی وارد کرد . .نمایش سرانجام به گونه ای نمادین از نبرد اهورا و

اهریمن آغاز شده و به داستان فریدون و ضحاک پیوند میخورد و با استفاده از

نمادهای بوف کور (دختر اسیری . درخت سرو . پیرمرد خنزرپنزری )داستان

را روایت میکند . در این نمایش شخصیتهای شاهنامه و بوف کور باهم پیوند

 خورده و در دوره های مختلف زمانی تکرار میشوند و سرانجام سه داستان

 در هم تنیده از سه کتاب به سرانجامی مشترک میرسند .در این کار از ۲۰ تن

 بازیگر و بیش از ده تن از عوامل گروه گیومرث استفاده شده بود .

فرتورها از زهرا فلاح

                                                                             استوره زنده است...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 15:3  توسط کوروش آریاداد  | 

 

گیومرث در مهرگان

 

گروه نمایش گیومرث در بیست و هفتم مهرماه در همایش جشنهای ایرانی

 که به کوشش انجمن فرهنگی افراز برگزار خواهد شد نمایشی با نام سرانجام

 را که برگرفته از سه کتاب (بندهش .شاهنامه و بوف کور) است اجرا خواهد کرد .

 برای آگاهی بیشتر از این همایش و شرکت در آن میتوانید به تارنمای انجمن

 فرهنگی ایرانزمین ( افراز ) مراجعه نمایید .خبرهای دیگر درباره اجرای گروه

گیومرث را میتوانید از همین تارنگار دنبال کنید .

                                                                     

                                                               استوره زنده است ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 20:29  توسط کوروش آریاداد  | 

 

                                          

 اهورا در روشنی می بود ٫اهریمن در تاریکی

اهورا دانست که اهریمن بتازد و جهان را فرو گیرد

اهورا با دانستن چگونگی فرجام کار ٫به پذیره اهریمن ٫آشتی برداشت و گفت :

ای اهریمن ! بر آفریدگان من ٫ یاری بر ٫ و ستایش کن ٫ تا به پاداش آن بی مرگ

شوی .

اهریمن پنداشت که اهورا در برابر او بیچاره است و بدین روی آشتی پیش آورد ٫

نپذیرفت ٫تهدید نیز فرازبرد و گفت :نبرم بر آفریدگان تو یاری ٫و ندهم ستایش ٫

بلکه تو و آفریدگان تو را نیز جاودانه بمیرانم .

اهورا گفت :

ای اهریمن ! تو مرا نتوانی میراندن و آفریدگان مرا نیز چنان نتوان کردن که به من باز

 نرسند :

زمان کن تا کارزارافکنیم

 بندهش                                                                                                  

                                                                                                 

گروه نمایش گیومرث پس از یکسال سکوت در سال نو با دگرگونیهایی در ساختار و

ترکیب گروه به صحنه نمایش باز خواهد گشت. گروه اکنون نمایشنامه ای با نام

سرانجام را در دست  تمرین دارد که پس از اتمام تمرینات کار به اجرا گذاشته

خواهدشد. این نمایشنامه برگرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ (داستان

کاوه آهنگر و زهاک ماردوش ) و کتاب بوف کور اثر ارزشمند صادق هدایت میباشد

که در ده پرده  و در فضایی فراواقعی (سورئال)  پس از نوروز در یکی از سالنهای

اصلی نمایش شهر تهران به اجرا گذاشته خواهد شد.

                                                                              استوره زنده است ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 11:30  توسط کوروش آریاداد  | 

 

بیا تا جهان را به بد نسپریم                               به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدار                               همان به که نیکی بود یادگار

همان گنج و دینار و کاخ بلند                              نخواهد بدن مر ترا سودمند

سخن ماند از تو همی یادگار                              سخن را چنین خار مایه مدار

فریدون فرخ فرشته نبود                                    زمشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی                          تو داد و دهش کن فریدون تویی

                                             فردوسی بزرگ 

 خداوند بزرگ را سپاسگذاریم که همیشه هم راه ما بود و ما را در این راه سخت تنها نگذاشت و سبب شد تا بار دیگر پیام فردوسی این ابرمرد ایرانی را به گوش مردم ایران برسانیم و با مردم ایران با هم یکبار دیگر شاهنامه این شاهکار همیشه جاوید که شناسنامه هر ایرانی نیز میباشد را مرور کنیم و باسپاسی دوباره از مردم بزرگواری که با تشویقهای پی در پی وبا مهر بسیارشان ما را هر چه بیشتر به ماندن در این راه ترغیب کردند وسبب شدند تا با دلگرمی بسیار کاری نوین را برای آنها آماده کنیم،  فرزندان فردوسی بزرگ دیداره دوباره ما نزدیک است...

                                                                                                                             گیومرث

چو ایران نباشد تن من مباد(بر گرفته از شاهنامه٫ شاهکار همیشه جاوید فردوسی بزرگ)

مدت تمرین اجرای دوم:۱ ماه

نخستین اجرا:۱۹ مهرماه ۱۳۸۷ (دبیرستان فیروزبهرام)

دومین اجرا:۲۹ بهمن  ۱۳۸۷ (سالن ورشو)

مدت نمایش:۵۵ دقیقه

نامهای نمایش:سالهای بی سخن٬ حماسه اندوه٬ چو ایران نباشد تن من مباد

نام انتخابی:چو ایران نباشد تن من مباد

شخصیتهای نمایش

راوی٬ فریدون٬ کاوه٬ فرانک٬ ضحاک٬ شهرناز٬ ارنواز٬ دختر تماشاگر٬ موبد٬ سربازان٬ جوان شکنجه شده٬ فرشتگان

بازیگران

داود خزایی(فریدون)٬ ابراهیم نوریان(کاوه آهنگر)٬ ارتمن(راوی)٬  شهرزاد مفرد(فرانک)٬  کوروش آریاداد(جوادی)(ضحاک) ، نیلوفروارث(دختر تماشاچی)، سمیه جراغی(ارنواز)٬ سارا علیپور(شهرناز)٬ مونا رجبی(افریته)٬محمد کی ارسلان(موبد)٬٬ شبنم لویی مقدم(فرشته)٬  صبا بیانی(فرشته)٬ سمانه مطلبی(فرشته)٬ مارال ستارزاده(فرشته)٬ امیر حسین طاهریان(سرباز)٬ محمد رضا اسلامیان(سرباز) ٬ مسعودعابدی(جوان شکنجه شده)

عوامل

سرپرست٬  طراح ،نویسنده و کارگردان:کوروش آریا داد (جوادی)

گریم:شبنم لویی مقدم

عکس:صبا بیانی

فیلمبردار:عیسی نوریان

سازهای کوبه ای و دف: ابراهیم نوریان

انتخاب موسیقی :کوروش آریاداد(جوادی)

موسیقی:گروه morbid angel

قطعات پخش شده:hate world,victorious of march, place of many deat

با سپاس ویژه از:

فردوسی بزرگ٬ شادروان سعیدی سیرجانی٬ پایگاه پژوهشی هخامنشیان ،بنیاد فرهنگی هنری جمشید٬  وهومن صیقلی ،بانو فرهادی٬انتشارات مهر کورش، بانو فروغ منصوری ،مسئولین سالن ورشو، آرشیو لباس تالار وحدت٬ نیلوفر وارث٬ آزاده ابراهیمی٬ عیسی نوریان، رکسانا نجف،گروه ارسامسbob gregor٬ ,گروه morbid angelو تمام هواداران گیومرث و کسانی که ما را در این راه یاری دادند.

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 17:29  توسط کوروش آریاداد  | 

همایشی پیرامون جشنهای ایران باستان(جشن سپندارمذگان) توسط پایگاه هخامنشیان با حضور 500 تن از مردم علا قه منددر روز سه شنبه همزمان باجشن سپندارمذگان در سالن ورشو برگزار شد در این مراسم که ساعت 4.30 با بخش سرود ای ایران آغاز شد ابتدا مجری مراسم بانو شهرزاد مفرد پس از سپاسگذاری از حضور باشندگان و شادباش این روز از بانو فیروزه ماوندادی درخواست کرد که درباره بن مایه های و ریشه های جشنهای ایرانی به سخنرانی بپردازند . ایشان نیز با جامه ای که انسان را به یاد جامه بانوان ایرانی در روزگاری دور می انداخت به توضیحی پیرامون فلسفه و ریشه جنشهای ایرانی و جشن سپندار مذگان از زمان زرتشت پرداختند و با چکامه ای زیبا به کار خود پایان دادند.
استاد شکیبا نگار گر چیره دست نیز به عنوان میهمان ویژه در این مراسم حضور داشتند ایشان نیز به سخنرانی پرداخته و از نوین ترین کتابشان که مربوط به نگاره های بانوان بزرگ ایران زمین است و در آینده ای نزدیک که در دسترس همگان قرار میگیرد سخن گفتند و باشندگان با تشویق های پی در پی خویش ایشان را همراهی کردند.
اما گروه موسیقی سنتی نیز به سرپرستی سهراب فتح علی زاده قطعاتی زیبا در مقام های باستانی ایرانی را اجرا کردند که با تشویق باشندگان در این مراسم همراه بود پس از آن
گروه نمایش گیومرث با نمایش چو ایران مباشد تن من مباد که بر گرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ و مربوط به قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک بود به اجرای برنامه پرداختند این نمایش که در سه پرده و در زمان پنجاه دقیقه اجرا شد با تشویق پی در پی باشندگان همراه بود به طوری که گاهی تشویق باشندگان مانع از شنیدن صدای بازیگران در این نمایش میشد و این کار با استقبال بسیار گرم مردم همراه بود در پایان مراسم مجری پس از توضیحی پیرامون پایگاه پژوهشی هخامنشیان از دبیر پایگاه پژوهشی هخامنشیان جناب آقای صیقلی درخواست کرد که به روی سن آمده و از میهمانان ویژه تقدیر کند .
جناب آقای صیقلی نیز از استاد شکیبا به دلیل نشان دادن فرهنگ و ریشه های ایرانی در نگاره هایشان و تصویری که از بانوان ایرانی نقش کرده اند تقدیر کرده و تندیسی زیبا همراه با لوح تقدیر به ایشان پیش کش کردند همچنین از بانوی ارجمند نخستین فرهادی نیز به دلیل برگزاری هر ساله ی مراسم و همایش هایی پیرامون فرهنگ و هنر ایران تقدیر شده و تندیس زیبایی نیز به ایشان پیش کش شد همچنین لوح های سپاسی نیز به گروه موسیقی سنتی و گروه نمایش گیومرث اهدا گردید و سرانجام این مراسم پر شکوه و گرم در ساعت هفت پسین در حالی پایان پذیرفت که جمعیتی بیشتر از گنجایش سالن در مراسم حضور داشتند

واینگونه بود خروش گیومرث با نمایش چوایران نباشد تن من مباد

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 14:50  توسط کوروش آریاداد  | 

 

گروه نمایش گیومرث با نسخه نوین نمایش گردش دوران (چو ایران نباشد تن من مباد) اینبار

 در جشن بزرگ سپندارمذگان که از سوی پایگاه پژوهشی هخامنشیان برگزار می شود به 

اجرای  برنامه خواهد پرداخت.

خبرهای تکمیلی و پوستر نوین نمایش بزودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت .

ورود به این جشن برای همگان آزاد است .

به امید دیدارتان

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 17:55  توسط کوروش آریاداد  | 

تو این را دروغ و فسانه مدان                   به یکسان روشن زمانه مدان

از او هر چه اندر خورد با خرد                        دگر با ره رمزمعنی برد

فردوسی بزرگ

ضحاک:چه می گویی سخنان درشت بر زبان راندی٬ اگر سخنانت راست است و درست می

گویی پس چرا تنهایی؟ چرا تنها تو به من معترضی؟

کاوه آهنگر:مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است٬ اگر دیدی در این سالیان

که جنایت می کردی فریادی از مردم بر نخواست دلیلی بر خشنودی آنان از تو نیست که

آنان در پی پیشوایی از جان گذشته بودند که درفش مبارزه بر دوش گیرد و آنان به گردش

 درآیند  بدان روزی فرا خواهد رسید که خشم و فریاد ایرانیان پایه های کاخت را خواهد

 لرزانید و آنگاه است که همگان شاهد سقوط تو خواهند بود بسیاری قبل از تو شهریار

 بوده اند همه آنان رفتند بدان این سر نوشت روزی نیز به تو خواهد رسید ...

 

گردش دوران(بر گرفته از شاهنامه٫ شاهکار همیشه جاوید فردوسی بزرگ)

مدت تمرین:۳ ماه

نخستین اجرا:۱۹ مهرماه ۱۳۸۷

مدت نمایش:۴۵ دقیقه

نامهای نمایش:گردش دوران٬ سالهای بی سخن٬ حماسه اندوه٬ چو ایران مباشد تن من مباد

نام انتخابی:گردش دوران

شخصیتهای نمایش

راوی٬ فریدون٬ کاوه٬ فرانک٬ ضحاک٬ شهرناز٬ ارنواز٬ دختر تماشاگر٬ موبد٬ سربازان

جوان شکنجه شده٬ فرشتگان٬ جوانان کشته شده درراه ایران زمین

بازیگران

داود خزایی٬ ابراهیم نوریان٬ ارتمن٬ شهرزاد مفرد٬ سمیه جراغی٬ سمیه حضرتی٬

نیلوفروارث مونا رجبی ٬محمد کی ارسلان٬ کوروش آریاداد(جوادی)٬ شبنم لویی مقدم٬

صبا بیانی٬سمانه مطلبی٬ رکسانا نجف٬ امیر حسین طاهریان٬ محمد رضا اسلامیان 

 مسعودعابدینی٬محسن خشنو٫ محسن دیجنده 

عوامل

سرپرست٬ نویسنده و کارگردان:کوروش آریا داد (جوادی)

گریم:شبنم لویی مقدم

عکس:صبا بیانی

فیلمبردار:عیسی نوریان

سازهای کوبه ای و دف: ابراهیم نوریان

موسیقی:گروه morbid angel

قطعات پخش شده:hate world,victorious of march, place of many deat

با سپاس ویژه از:

فردوسی بزرگ٬ شادروان سعیدی سیرجانی٬ بنیاد فرهنگی هنری جمشید٬ بانو فرهادی٬

کارکنان ومدیریت دبیرستان فیروز بهرام٬ انجمن فرهنگی هنری افراز٬ آرشیو

 لباس تالا ر وحدت٫ قاسم جلالوند٬نیلوفر وارث٬عیسی نوریانbob gregor٬ 

گروه morbid angelو تمام کسانی که ما را در این راه یاری دادند.

مرا تنها مپندار که اهورامزدا پناه و پشتیبان من است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 17:14  توسط کوروش آریاداد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:28  توسط کوروش آریاداد  | 

 

 

گروه گیومرث در خرداد ۱۳۸۷ خورشیدی در تهران کار رسمی خود را با هدف به صحنه

بردن نمایشهایی با موضوع تاریخ ،فرهنگ و اسطوره های ایران زمین آغاز کرد .

گروه گیومرث نخستین گروه نمایش برگرفته از شاهنامه در ایران و جهان است .گروه

گیومرث تلاش دارد تا به داستانها و اسطوره های ایران زمین به آنگونه بپردازد

که تمامی کلیشه ها را در هم شکند و با هر نسل و هر فرهنگی پیوند برقرار

 کند و در این راه خواهان ان است که در نمایش دنیایی منحصر به فرد و مختص به خود

 بیافریند و در این راه هیج محدودیتی در نوع نمایش ٫فرم کار و نوع بیان اثر قایل نخواهد

بود. نخستین کار رسمی گروه گیومرث گردش دوران(چو ایران نباشد تن من مباد) بود

 که برگرفته از شاهنامه فردوسی بزرگ و درباره قیام کاوه اهنگر بر علیه ضحاک و به

پادشاهی رسیدن فریدون بود که پس از ۴ماه تمرین با ۲۰ تن بازیگر در ۱۹ مهرماه اجرا شد.

گیومرث خواهان ان است که غبار را از داستانها و اسطوره های ایران زمین پاک کرده

 به جهانیان بشناساند و در این راه نظرات و کمک شما دوستان می تواند ما را هر روز بهتر

 از دیروز کند. ما را تنها نگذارید.

                                                                                                   استوره زنده است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 20:23  توسط کوروش آریاداد  | 

    

گیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی و گیومَرَ تَن در اوستا نام نخستین

 نشانه ی پیدایی مردم در جهانشناسی اساطیری مزدیسنان و نخستین شاه در شاهنامه است.

 واژه ی گیومرث در زبان اوستایی از دو بخش گَیَ (جان ، زندگی) و مَر ِ تَنَ (پیرو مرگ

، مردنی) ساخته شده است که بر روی  هم به زنده ی میرا برگردانده می شود.

گیومرث در اوستا:

در فرهنگ واژگان اوستا در پی نام گیومرث چنین آمده : نخستین کسی که پدیدار شده و

 همه یکسان از او پدیدار شده و گروه آدمی فرزندان او می شوند. معنی درست واژه ی

گیومرث پیدایش جان در جهان است. 

این گونه پیداست که در یکی از نسکهای گم شده ی اوستا(ی ساسانی) به نام چهرداد

سرگذشت گیومرث همگی آمده بوده است. خوشبختانه گزیده ای از این نسک در نامه ی

 پهلوی دینکرت آمده که امروزه به دست ما رسیده است. از گیومرث در اوستا با

 بارزه ی (صفت)  نخست اندیش نام برده می شود چرا که نخستین کس بود که پیام اهورامزدا

 را دریافت کرد.

گیومرث در متون فارسی میانه:

در نامه های پهلوی آمده است که هُرمزد گیومرث را در گاهنبار ششم(ششمین و آخرین

دوره ی آفرینش)آفرید و این آفرینش هفتاد روز به درازا انجامید. بلندای گیومرث شش

نای، و درازا وپهنای او به یک اندازه بود.گیومرث سه هزار سال پس از آفرینشش بی جنبش

بود و خویشکاری(وظیفه) دینی انجام نمی داد ولی به آن می اندیشید. تا این که اهریمن

به همراهی دیوان بر جهان تاخت و کیومرث از آن پس فنا پذیر شد.کیومرث پس از آن تازش

تا سی سال بزیست. چون گیومرث بمرد بر جانب چپ افتاد و تخمه(نطفه) او بر زمین ریخت.

ایزد نریو سنگ نگهبانی دوسوم از آن و ایزد سپندارمذ نگهداری یک سوم از آن را بر

 عهده گرفت. از تخمه ی گیومرث نخستین جفت مردمان به شکل دو شاخه ی ریواس روییدند.

از این دو جفت به نام های گوناگونی یاد شده است : مشی و  مشیانه، مشیگ و مشیانگ، مر

د و مردانه و ........تمام مردم ازفرزندان مشی و مشیانه هستند.

شادروان مهرداد بهار چنین نوشته است که این اسطوره، اسطوره ای نو تر است و به پس

از کشف فلزات باز می گردد. در اسطوره ای کهن تر( وابسته به مردمان هند و ایرانی) جم

و خواهرش نخستین زوج مردمان به شمار آمده اند.

گیومرث در شاهنامه:

گیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته شده است که سی سال بر جهان شهریاری

می کرده است.در شاهنامه نیز مانند نامه های پهلوی به کوه نشینی وی اشاره شده است:

که چون نو شد او بر جهان کدخدای 

                                    نخستین به کوه اندرون ساخت جای

افزون بر این او کسی است که  پلنگینه(به معنای همگانی تر،  پوست جانوران)  بر تن می

کرده است و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می شود:

سر بخت و تختش بر آمد به کوه           پلنگینه پوشیده خود با گروه

                                          ..................

از او اندر آمد همی پرورش              که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

پس از شاهنامه دیگر چندان نامی از گیومرث در ادبیات فارسی نمی بینیم. وی هرگز به شهرت

شهریاران بزرگ پس از خود چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه و دیگر نامه ها گیومرث فرزندی دارد سیامک نام که به دست اهریمن( در زمان

شهریاری گیومرث) کشته می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 16:58  توسط کوروش آریاداد  | 

 

گیومرث زاده شد

 گیومرث دوباره از نو زاده شد 

گیومرث زاده شد و باردیگر به میدان آمد

 آری گیومرث باردیگر چون ققنوس زاده شد و ازدل استوره ها بیرون آمد

 اینبار به خونخواهی فرزندش آمده

گیومرث شاه سوگند خورده است تا روزی که زنده است درپیکار با اهریمن

 باشد و خون فرزندان کشته شده اش را بازستاند

  او در برابر اهریمن ایستاده

 آماده نبرد است آماده خونخواهیست و اینگونه میگوید : 

                                                     استوره زنده است ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 9:56  توسط کوروش آریاداد  | 

کنون ای خردمند وصف خرد   بدین جایگه گفتن اندرخورد
کنون تا چه داری بیار از خرد   که گوش نیوشنده زو برخورد
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد   ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای   خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غمیست   وزویت فزونی وزویت کمیست
خرد تیره و مرد روشن روان   نباشد همی شادمان یک زمان
چه گفت آن خردمند مرد خرد   که دانا ز گفتار از برخورد
کسی کو خرد را ندارد ز پیش   دلش گردد از کرده​ی خویش ریش
هشیوار دیوانه خواند ورا   همان خویش بیگانه داند ورا
ازویی به هر دو سرای ارجمند   گسسته خرد پای دارد ببند
خرد چشم جانست چون بنگری   تو بی​چشم شادان جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس   نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان   کزین سه رسد نیک و بد بی​گمان
خرد را و جان را که یارد ستود   و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود   ازین پس بگو کافرینش چه بود

 فردوسی بزرگ

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:37  توسط کوروش آریاداد  |